تاج الدين احمد وزير

57

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

* * * تعشّقتكم بالوصف قبل اتّصالنا * و اذن الفتى لا بدّ ى « 1 » لطرفه و شوّقنى وصف الجليس اليكم * فلمّا التقينا كنتم فوق وصفه * * * * 12 * انّ السّعادة فيما أنت فاعله * وفّقت مرتحلا او غير مرتحل بقيت بقاء الدّهر يا كهف اهله * و هذا دعا [ ء ] للبريّة شامل * * * عمرت دراز باد كه جبار ذو المنن * از هر عطيّه‌اى كه دهد عمر خوشتر است چندان بقات باد كه هنگام حصر آن * عاجز شود محاسب و هم از مؤامره * * * در ماتم تو چرخ درآمد بخروش * من در غم تو چگونه باشم خاموش دور تو نبود بستدى جان پدر * اى جان پدر جام پدر كردى نوش چون بر سرم اى پدر قضا رفت خموش * هان تا نكنى گريه و زارى و خروش در دور خطا نكرد ساقى أجل * نوبت برسيد و جام خود كردم نوش * 13 * قال الإسكندر : لا يستحقر الرّأى الجزيل من الرّجل الحقير ؛ فإنّ الدّرّ لا يستهان لهوان غايصها ، فأخذ صاحب ابن عبّاد فنظمه : شعر [ لا تحقرنّ الرّأى فهو موافق . . . ] لا تحقرنّ الرّأى فهو موافق * حكم الصّواب اذا أتى من ناقص

--> ( 1 ) در اين موضع يك كلمه محو شده است .